دلم میخاد بلند به همشون بخندم
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:23 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
اون عشق همه چیزمون بود...
اون عشق بی نظیر بد شبیهش تو دنیا پیدا نمیشه عمیق و عجیب بود
چطور تونستن؟
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:37 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
مست در آغوش من و
دل خوش دار...
مستیَ ت با بغلت
هر دو گناهش با من...
خوش بحال شاعر... چه دل خوشی داره
من نه مستیتو میخام. نه بغلتو نه گرماتو نه مهربونی کردنتو هیچییییییییی
فقطططططططططط بیا
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:39 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
کبودي بازوي راست
يني ممکنه جنا بخاطر اون سحر منو اذيت ميکردن و ميکنن؟
هه....... برو باباااا
از بس فکر و خيال کردي نگا چيو به چي ربط ميدي
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:37 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
صب ک بيدار شدم داشتم عکسامو نگا ميکردم
انگار يه چيزي کم داشتن
مثلن يه تو
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:37 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
صب با صداي تلفن دوستت بيدار شي
ده بار بپرسه خوبي؟ مطمئني؟ بگه ميترسيدم ديشب با اون حالت يه بلايي سر خودت بياري
خوبه خداروشکر يکي هس سر قبر ما اشک بريزه
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:38 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی
احساس سهراب رو دارم...........................شخصيتي که خودم ساختمش. خودم بهش هويت دادم. خودم احساسشو خلق کردم و حالا دارم خيلي بيشتر حسش ميکنم
حالا که گف منو دوس نداري و گف خدافظ
نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:39 توسط ♥♥♥پآستیله خانومش♥♥♥
برچسب:
نویسنده: کارن محمودی